على ابو الحسنى ( منذر )
41
فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى " صاحب عروة " ( فارسى )
ميرزا على محمد باب ( بنيادگذار مسلك بابيت ) نقل مىكند « 1 » كه هشدارى به من و ما است ، كه بدانيم در اوج عبادت نيز ، از افسون ابليس ، مصون نيستيم ، و بايد زبان حال و قالمان هميشه اين باشد كه : اى خدا مگذار حال ما به ما * گر گذارى واى بر احوال ما . * جامعيت علمى نكتهء بسيار مهم دربارهء صاحب عروه آن است كه : وى به اصطلاح « جامعيت علمى » داشت و تحصيلاتش در فقه و اصول خلاصه نمىشد . بلكه افزون بر اين دو ، با علوم هيئت و رياضيات و حتى فلسفه آشنا بود ، چنان كه در لغت و ادب فارسى و عربى نيز تبحّر داشت . سخن را از آشنايى وى با زبان و ادب فارسى و عربى آغاز مىكنيم . معلم حبيبآبادى ، ضمن اشاره به احاطهء شگرف سيد به دانش فقه مىافزايد : « با اين وصف در علوم ادبيه بلكه در حكمت و نظم شعر به فارسى و عربى مهارتى تمام داشت » . « 2 » تسلط سيد بر زبان و ادب پارسى و تازى ، به خوبى از نوشتجات پرشمار وى ( بويژه منشآتش ) به اين دو زبان ، از جمله : بستان نياز و گلستان راز ( به فارسى ) و الصحيفة الكاظمية ( به عربى ) هويدا است . به قول علامه سيد محسن امين : و كان لغويّا متقنا فصيحا قيما بالعربية و الفارسية و ينظم و ينثر فيهما جيّد النقد قوىّ التمييز . « 3 » جالب اين است كه سيد ، باوجود آشنايى با زبان و ادب عربى ، كتاب سترگ خويش : عروة الوثقى را كه به عربى تصنيف شده ، پس از نگارش ، به دو تن از اديبان بسيار تواناى اين زبان در آن روزگار ( مرحومان : شيخ احمد و شيخ محمد حسين آل كاشف الغطاء ) داد كه ويرايش كنند و بر عيار فصاحت و بلاغت آن ، تا آنجا كه ممكن است ، بيفزايند « 4 » ، و اين نيز گواهى ديگر بر اهتمام وى به اين رشته از دانش بشرى است . دربارهء آشنايى سيد با هيئت و رياضيات نيز ، سخن مرحوم آيت اللّه حاج سيد جواد مدرسى يزدى يادكردنى است : مكرّر پدر من ، مرحوم علامه سيد احمد ، مىفرمودند :
--> ( 1 ) . ر . ك ، باب كيست و سخن او چيست ؟ ، صص 188 - 189 . براى شرححال حاج شيخ جواد ، ر . ك ، نقباء البشر ، حاج شيخ آقا بزرگ تهرانى ، 1 / 332 - 333 ؛ يادگارنامهء فخرايى ، مقالهء دكتر عبد الكريم گلشنى ، صص 723 - 725 . ( 2 ) . مكارم الآثار ، 4 / 1321 . ( 3 ) . اعيان الشيعة ، 46 / 206 . ( 4 ) . كارى كه در « الغدير » علامه امينى نيز توسط اديب توانايى ديگر : شيخ محمد على اردوبادى ، صورت گرفت و اى كاش كه فىالمثل « الميزان » اثر جاودانهء علامه سيد محمد حسين طباطبايى نيز چنين فرايندى را طى مىكرد .